تبليغاتX
به نام یگانه لیدر آفرینش
تیم وست ویژن کردستان

بر سر گور کشیشی در کلیسای وست مینستر نوشته شده است:

کودك كه بودم مي خواستم دنيا را تغيير دهم .

بزرگتر كه شدم متوجه شدم دنيا خيلي بزرگ است من بايد کشورم را تغيير دهم . بعد ها کشورم  را هم بزرگ ديدم و تصميم گرفتم شهرم را تغيير دهم .

در سالخوردگي تصميم گرفتم خانواده ام را متحول كنم .

اينك كه در آستانه مرگ هستم مي فهمم كه اگر روز اول خودم را تغيير داده بودم ، شايد مي توانستم دنيا را هم تغيیر دهم!!!

پس از همین حالا بخواهیم خودمان را تغییر دهیم.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم تیر 1385ساعت 2:27  توسط روزبه  | 
 

اين تصوير يک عکس متحرک نيست . اين عکس براي تست سطح فشار روحي شما کاربرد دارد .

اگر شما آنرا متحرک مي بينيدبه اين معني است که شما تحت فشار روحي هستيد .

ميزان سرعت حرکت تصوير سطح فشار روحي شما را نشان مي دهد . هرچه حرکت سريع تر باشد , ميزان فشار روحي شما بيشتر است .

بيشتر بچه ها و افراد مسن يک تصوير ثابت را مي بينند .

اگر شما تصويري با حرکت آهسته مشاهده مي کنيد , به اين معني است که شما غالب اوقات مقداري  فشارعصبي داريد . خود را با اين تصاوير چک کنيد تا بتوانيد خودتان را بهتر بشناسيد .

گاهي خوب است که يک مقدار مشخصي استرس داشته باشيد . که ما را جهت بهتر شدن حرکت بدهد , امااسترس زياد مي تواند موجب صدمات جسمي و روحي بشود .

و در صورتي که تصاوير را با حرکتي سريع مشاهده مي کنيد , براي آرامش خودتان تلاش کنيد .

+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم تیر 1385ساعت 2:23  توسط روزبه  | 

وست ویژن

با تشكراز : نت هلپ ، گروه شيراز و فتح بهشت

+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم تیر 1385ساعت 2:12  توسط روزبه  | 

 دستگيري 270 عضو شركت هرمي آسونت در مشهد

گروه حوادث : بازپرس شعبه 23 مشهد از دستگيري 270 نفر سرشاخه و اعضاي شركت هرمي آسونت در يك هتل مشهد خبر داد .

بازپرس يحيايي گفت : از مدتي قبل اطلاعاتي در مورد فعاليت مخفيانه شركت هرمي آسونت كه تنها شركت باقي‌مانده از شركت‌هاي هرمي فعال در خراسان رضوي است به شعبه 23 بازپرسي واصل شده بود و كارآگاهان اداره عمليات ويژه آگاهي خراسان رضوي فعاليت سرشاخه و اعضاي اين شركت را زيرنظر گرفتند .وي افزود : بنابر تحقيقات انجام شده تجمعات اعضاي شركت دسيسه هرمي آسونت در مشهد برگزار شده و در آخرين جلسه گردهمايي اين شركت كه در هتلي واقع در محدوده بلوار وكيل‌آباد برگزار گرديد ، 270 نفر شركت داشتند و برخي از آنها از شهرهاي گرگان و قوچان به مشهد آمده بودند . بازپرس شعبه 23 گفت : كارآگاهان با كسب مجوز قضايي صبح جمعه هتل مورد نظر را محاصره كردند و در نتيجه اين عمليات 270 نفر اعضاي شركت دسيسه هرمي آسونت به همراه دو نفر از سرشاخه‌هاي اين شركت دستگير شدند.يحيايي افزود : شركت آسونت وابسته به يك نشريه است و كارت‌هاي مخصوص اينترنتي با كد و پسوردهاي خاصي در محل مورد نظر كشف شد كه اين مدارك در دست بررسي قرار دارد .

هشدار مقام قضايي به شهروندان

 بازپرس شعبه 23 با اعلام اينكه شركت هرمي آسونت مانند بقيه شركت‌هاي هرمي از جمله گلدكوئست با سبك و سياق هرمي زنجيره‌اي فعاليت مي‌كند ، گفت : شركت هرمي آسونت غيرقانوني است و اگرچه اعلام شده شماره ثبت دارد ولي فعاليت آن غيرقانوني است و پول‌هايي كه در اين رابطه تحصيل مي‌شود ، غيرقانوني و نامشروع مي‌باشد . يحيايي افزود : با فعالان و سرشاخه‌هاي اين شركت با استناد قانون جديد برخورد خواهيم كرد چراكه آنان از اخلال‌گران نظام اقتصادي شناخته مي‌شوند . شهروندان لازم است ضمن پرهيز از هرگونه همكاري با شركت آسونت ، هرگونه اطلاعات خود را با اداره عمليات ويژه آگاهي در ميان بگذارند .

باتشکر از وبلاگ از ایران برای ایران

+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم تیر 1385ساعت 1:56  توسط روزبه  | 

حضرت علي(ع)  می فرمايد : احمق ترين مردم كساني هستند كه در مورد چيزي كه نمي دانند صحبت مي كنند وقتي نمي دانيد كه كار كردن در اين سيستمها به چه منوالي است چرا بدون هيچ اطلاعاتي نظر مي دهيد باور كنيد بسياري از افرادي كه ادعا دارند كه درآمدهاي ما بادآورده و بدون زحمت است ، حتي يك هفته تاب و تحمل فشار روحي انجام اين كار را ندارند ، بهتر است اين افراد ، با كساني كه اين كار را به صورت حرفه اي انجام مي دهند ، صحبت كنند و روند كاري آنها را بپرسند آن وقت حتما متوجه خواهند شد كه بسياري از اعضاي اين سيستم  آن قدر درگير كار هستند كه حتي از بسياري از تفريحات خود نيز دست برداشته اند ، بلي درست است كه ما ، بيل و كلنگ دستمان نمي گيريم ولي مدام از فكر و ذهن خود به صورت هوشمندانه استفاده مي كنيم ،

 اگر از مغز يك نت وركر اسكن بگيرند ، مثل دست يك كارگر زحمت كش پينه بسته است .

 اگردرآمد ما بادآورده و حرام است ، پس حتما درآمد مديراني كه ساعت 10 صبح با هزار سلام و صلوات، پشت ميز مي نشينند و بعد از 6 ساعت كار كه حداقل 2 ساعت از آن  را هم براي استراحت ، ناهار و ... صرف مي كنند و سپس با خستگي حاصل از يك روز سخت و طاقت فرسا !!! به منزل بر مي گردند ، حلال و طيب است !!!  باور كنيد درآمد ما بسيار حلال تر از كساني است كه مثل زالو ، سرمايه مردم و بيت المال را به يغما برده و مي برند ، كساني كه خيانتشان به اين مملكت واضح و علني است . تك تك اعضاي اين سيستم ، براي به دست آوردن ريال به ريال درآمد خود ، زحمت كشيده اند و نت ورك هم مثل هر كار ديگري پول بي زحمت به هيچ كس نخواهد داد ، شايد بارها در برنامه هاي تلويزيوني ديده باشيد ( بالاخص برنامه گفتگوي ويژه خبري ) يا در روزنامه ها خوانده باشيد كه حتي مخالفان اين نوع سيستمها مي گويند كه معمولا اعضاي اين شبكه ها ، بچه هاي باهوشي هستند كه بعضا 20 ساعت در روز كار مي كنند و حتي بنا به ادعاي خودشان ، ‌با اين افراد صحبت هم كرده اند . شما فقط پاي كامپيوتر مي نشينيد و پول در مي آوريد ،  من يك سوال از اين افراد محترم دارم : آيا 20 ساعت در روز كم است ؟ به نظر شما 25 ساعت در روز چطور است ؟

آيا به نظر شما با توجه به  تبليغات منفی توسط خائنين وست ويژن

كسي وارد وست ويژن نمي شود ويا دست از كار ميكشند !!!

به نظر من اين تبليغات  منفي خود فيلتري است براي غربال كردن افرادي كه واقعا مي خواهند كار كنند با افرادي كه زمان و انرژي شما را هدر مي دهند . اگر فردي با وجود اين  تبليغات منفي وارد سيستم شود يا به كار خود ادامه دهد ، علاوه بر اين كه  با امواج منفي و نوسانات كاري اين سيستم آشنايي كامل پيدا كرده ، نشان مي دهد كه براي رسيدن به اهداف خود آنچنان مصمم و جدي است كه انبوهي از تبليغات منفي ، كوچكترين اثر منفي در وي نگذاشته است و اين آرزوي همه ماست كه چنين افراد مصمم و باانگيره اي  در سازمان خود داشته باشيم .

علاوه بر اين ، همه ما مي دانيم كه وارد حرفه اي شده ايم كه نوسانات و سختي هاي خاص خود را  دارد !!! ولي براي من هميشه اين سوال مطرح بوده كه چرا يك عده اين قدر ضعيف هستند كه با كوچكترين تبليغات منفي از پا در مي آيند ؟ واقعا رسيدن به اهداف اين قدر بي ارزش شده است ؟؟ جالب است ، ما ادعا مي كنيم كه مي خواهيم با اين تجارت  به اهداف و آرزوهاي خود برسيم ، اما تاب و توان تحمل كوچكترين ناملايمات را هم نداريم !!!  واقعا راست گفته اند كه :

 " ترس ، برادر مرگ است ."

آياديد مردم نسبت به اين نوع كارها منفي است !!!

اولا من به شخصه فكر مي كنم كه نوع نگاه نسبت به نت ورك عوض شده ، براي اثبات اين حرف كافي است اوضاع و احوال را با چند سال قبل مقايسه كنيم ، الان بسياري از افراد واقعا اين نوع تجارت رابا كمپانی وست ويژن  پذيرفته اند و اين  به خاطر سخت كوشي و هوشمندانه كار كردن افرادی همچون مهندس ابوالفضل بابايی كه نشان دادن اين  ، يك تجارت واقعي است و حتي امروزه كساني كه با اين نوع سيستمها مخالفند ، علني يا غير علني به قدرتمند بودن اين پديده و كمپانی وست ويژن اذعان دارند ....وبه گفته خودشان هيچ نتوركی به گرد وست ويژن هم نميرسد.....

تضمين ؟!...

فرض كنيد كه شما مي خواهيد يك مغازه در يك مجتمع كامپيوتري اجاره كنيد ، كلي سرمايه براي اجاره كردن ، تهيه وسايل لازم براي راه اندازي مغازه مثل كامپيوتر ، پرينتر ، اسكنر و ... لازم داريد ، علاوه بر تمام اين هزينه ها ، شما كلي زمان براي انجام اين كار نيز اختصاص داده ايد ، حالا يك سوال دارم : " آيا كسي موفقيت شما در اين كار را تضمين كرده كه شما به انجام اين كار روي آورديد ؟"

تنها عاملي كه شما را وادار به انجام اين كار كرد ، ايمان و اعتقاد شما به انجام اين كار به همراه پشتكار و تلاش شما بود ، در اين تجارت هم به همين ترتب است ، بزرگترين تضمين ، همان پشتكار و تلاش مستمر شما براي موفقيت در اين كار و رعايت اصول و چهارچوب هاي كاري اين تجارت است ، بنابراين هر فرد در صورتي كه طبق اصول كاري اين تجارت عمل كند مي تواند در اين كار موفق شود يعني:

بزرگترين تضمين براي موفقيت شما ، پشتكار و تلاش شما و رعايت اصول اين تجارت مي باشد ، ‌فراموش نكنيم كه موفقيت يعني تلاش تا حداكثر توان .

 ريسك در وست ويژن ؟....

به قول يكي از دوستان ، زندگي يعني ريسك و همه ما با ريسك زنده ايم ، ولي جداي از اين مورد بايد توجه كرد كه تعريف ما از ريسك چيست ؟ اگر ريسك را به معناي مرسوم و معمول آن يعني خطر تعريف كنيم فكر نمي كنم هيچ عقل سليمي اين كار را خطر يا ريسك بداند چون با توجه به پلان وست ويژن كاملا مشهود است كه ما درهر شرايطی چيزی را از دست نمی دهيم مبلغي نيست كه بخواهد زندگي افراد را زير و رو كند ، آنها را به اوج برده يا از اوج به پايين بكشاند .

يك مثال ساده : فرض كنيم كه امروز يك روز برفي باشد و ما بخواهيم برويم دانشگاه ، اين احتمال وجود دارد كه لباسهايمان كثيف بشود ، ماشين گيرمان نيايد يا حتي تصادف كنيم ولي همه ما با در نظر گرفتن تمام اين مطالب ، بدون اين كه شك كنيم ، راهي دانشگاه مي شويم چون در ازاي تمام اين موارد ، سر كلاس حاضر مي شويم ، دوستانمان را مي بينيم و ... اين كار هم دقيقا همين طور است !!!

+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم تیر 1385ساعت 1:49  توسط روزبه  | 

براي آنكه قادر باشيد از
وقــت خود به نحو احسن استفاده كنيد نكات و راهكارهای
زير را در زندگي خود بكار بنديد:

1- همواره فعاليتها و تكاليف روز بعد خود را از شب قبل برنامه ريزي كنيد و كارهايي كه بايد به انجام رسانيد را روي كاغذ يادداشت كنيد.

2- سپس فهرست تكاليف و كارهاي خود را اولويتبندي كرده و براي هر كدام از آنها ضرب العجل اجرايي منظور كنيد.

3- هميشه كارهايي دشوار و پر دغدغه تر را زودتر از بقيه و يا درهنگامي كه در بهترين شرايط جسمي و روحي ميباشيد انجام دهيد. كارهاي سبكتر را در هنگام خستگي نيز ميتوان به انجام رساند.

4- امور با اهميت اما ناخوشايند را به تعويق نياندازيد. هيچگاه كارها با به تعويق انداختن خوشايند تر نميگردند.

5- هرگاه شروع به انجام كاري كرديد سعي كنيد بدون وقفه آن را به پايان رسانيد.

6- مابين فعاليتها براي خود وقت استراحت نيز در نظر بگيريد.

7- مكالمات تلفني خود را نيز از پيش برنامه ريزي كنيد: سخناني كه ميخواهيد بيان كنيد و يا اطلاعاتي كه ميخواهيد كسب كنيد را روي كاغذ يادداشت كنيد.

8- همواره خود انگيخته باشيد و با پشتكار كارهاي خود را به پايان رسانده و مقهور موانع نگرديد.

9- در هر زمان كه تصور كرديد كاري كه در حال انجام آن ميباشيد عبث، بي فايده و غير سازنده ميباشد به محض دريافت دست از آن بكشيد.

10- به خود و اولويتبندي كه صورت داده ايد اعتماد و ايمان داشته باشيد و در هر شرايطي به آنها پايبند باشيد.

11- اينكه وقت خود را صرف چه اموري ميكنيد را دقيقا مورد بررسي و نظارت قرار داده و در صورت لزوم يكسري تغييرات آگاهانه در رفتار خود پديد آوريد.

12- همواره در زندگي فرد منظم و سازمان يافته اي باشيد تا وقت خود را بيهوده صرف يافتن وسايل گم گشته خود نكنيد.

13- براي وقت خود ارزش قائل باشيد زمان هيچگاه به عقب باز نميگردد.

14- به خاطر داشته باشيد استرس و خستگي معلول كارهايي كه به انجام رسانيده ايد نبوده بلكه بيشتر از افسوس كارهايي كه ميتوانستيم انجام دهيد اما انجامشان نداده ايد نشات ميگيرند.

15- به هيچ فردي اجازه ندهيد وقت شما را تلف كرده وبراي خود مصروف دارد. براي خود مرز بندي مشخصي تعيين كرده و بياموزيد كه در صورت لزوم با صراحت "نه" بگوييد.

16- از تمام لحظات زندگي خود به نحو احسن استفاده كرده و سعي كنيد از آنها لذت ببريد.

17- سعي كنيد فرد خوشبيني باشيد و همواره در انتظار رويدادهاي خوشايند در زندگي خود باشيد.

18- براي زندگي خود اهداف مشخصي تعيين كرده و براي دستيبابي به آنها تلاش كنيد.

19- هنگام نياز از فرد آگاهي راهنمايي بخواهيد.

20- "وقت كشها" و يا هدر دهنده هاي وقت را به حداقل برسانيد. آنها شامل موارد زير ميباشند:

* تلفنهاي طولاني، بي هدف و غير ضروري.
* بازديدكننده ها و ميهمانان ناخوانده.
* پشت گوش اندازيها.
* گفتگوهاي بي ثمر و يا نا مشخص.
* دانش فني ناكافي و يا اطلاعات ناقص هنگام انجام كار.
* فقدان اهداف و اولويت بنديها و يا مبهم وگنگ بودن آنها.
* فقدان برنامه ريزي.
* خستگي و استرس.
* ناتواني در "
نه " گفتن.
* بي نظمي و نابسامانيهاي فردي.
* تماشاي تلويزيون. تماشاي بيش از 2 ساعت در روز برنامه هاي تلويزيوني معقول نميباشد.

باتشكراز:بچه های هدفمند

+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم تیر 1385ساعت 1:41  توسط روزبه  | 
 

چرا گاهی اوقات ما به اهدافمان نمیرسیم :

هدف داشتن یکی از مقوله های جدی برای موفقیت در زندگی به شمار میرود و معمولا تمام افراد در زندگی خود هدفی هر چند سطحی و مبهم دارند که برای رسیدن به ان تلاش میکنند در حقیقت رسیدن به هدف احساس موفقیت در فرد بوجود می اورد.

ما نیز هر کدام اهدافی داریم که انرا به صورت مکتوب در اورده ایم اما نکته اینجاست که چرا برخی از ما به اهداف خود میرسیم و گروهی دیگر (اغلب) از رسیدن به اهداف خود باز می مانیم ؟

در زیر به تعدادی از مهمترین مواردی که ما را از رسیدن به اهدافمان باز می دارد اشاره می شود:

۱ـ خود و تواناییهای خود را باور نداریم:

بسیاری ازما بدلیل داشتن تجربه  مواجه شدن با موانع در راه رسیدن به اهداف قبلی باور کرده ایم که نمیتوانیم کارهای دشوار را انجام دهیم یا به اهداف خود برسیم .بنا براین برای رسیدن به اهداف باید نگرش خود را تغییر داده و ابتدا در ذهن خود (یعنی به طور مجازی) موفق به رسیدن ان هدف شویم وسپس به دنبال رسیدن به ان هدف در شرایط حقیقی باشیم.

۲ـ اهداف ما اهداف واقعی ما یا همان اشتیاق های سوزان نمی باشند:

تعدادی از ما نیز در قسمت اول مشک نداریم یعنی این باور در ما ایجاد شده است که ما میتوانیم ولی بدلیل اینکه اهداف انتخاب شده سطحی هستند و اشتیاقهای سوزان نمی باشند نمیتوانیم به ان هدف برسیم چون حاضر نیستیم برای ان تلاش کنیم و وقت بگذاریم و از استراحت خود بگذریم.

۳ـ برای رسیدن به هدف فکر نمی کنیم تا راه مناسب را بیابیم:

همانطور که می دانید برای رسیدن به هدف باید از مراحل خاصی عبور کرد یعنی رسیدن به هدف نیازمند پشت سر گذاشتن راهی مناسب است که به هدف ما منتهی میشود بنابراین برای انتخاب راه باید دقت کافی داشت و در مورد ان به اندازه کافی فکر کرد وسپس انرا انتخاب نمودهمچنین مسایل ومشکلات ان راه باید برسی شده وراه کار هایی برای انها اندیشیده شود.

۴ـ پشتکار کافی نداریم و فکر میکنیم که باید انرا به اسانی بدست اوریم:

برای رسیدن به یک اشتیاق سوزان باید مانند یک جنگجو مبارزه کنیم و از سختیها نیز هراسی نداشته باشیم . باید هر بار که شکست خوردیم بار دیگر با قوت بیشتر به سوی هدف خود حرکت کنیم.

۵ـ به اندازه کافی صبر نداریم:

رسیدن به اهداف نیازمند صبر میباشد و بنا براین باید صبور و با حوصله باشیم گاهی اوقات ممکن است در چند قدمی رسیدن به هدف انرا از دست بدهیم.

دوستان گرامی : فیلم پاپیون فیلمی است که در زمینه هدف و تعهد به ان می باشد پیشنهاد میکنم انرا مشاهده کنید.

منبع:نکته

+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم تیر 1385ساعت 1:40  توسط روزبه  | 
 

نکات مهم در موفقیت یک نتورکر عضو شرکت وست ویژن

1- یک نتورکر موفق اهداف زندگیش را بطور دقیق روی کاغذ می نویسید. چرا؟ زیرا اولین قدم برای شروع این کار تعیین هدف است. برای کشتی، که هدفی نداشته باشد باد موافق و مخالف بی معنی است.

2- یک نتورکر موفق هر روز نسبت به روز گذشته اطلاعاتش را در زمینه کارش بالا میبرد، زیرا سرمایه واقعی در این کار اطلاعات است. در موج سوم فقیر کسی است که اطلاعات نداشته باشد.

3- یک نتورکر موفق برای کار کردن بایستی فرد متعهدی نسبت به اهداف و زیر مجموعه هایش باشد در غیر اینصورت شکست خواهد خورد.

4- یک نتورکر موفق هیچگاه وقت خود را صرف کارهای بی ارزش نمیکند چون در این حرفه هر چقدر وقت بیشتری صرف کند موفقیت بیشتری بدست خواهد آورد.

5- یک نتورکر موفق سعی میکند روز بروز در رفتار خود تجدید نظر کند چون روزی الگوی یک سازمان بزرگ خواهد بود.

6- یک نتورکر موفق همواره در کار خویش صادق است زیرا همه افراد به نوعی به هم سود میرسانند و جائی برای دروغ نمی ماند.

7- یک نتورکر موفق هرگز سراغ افراد زیادی نیست که مجوعه اش را بزرگ کند بلکه فقط این هدیه را به دو نفر از بهترین عزیزانش تقدیم میکند و آموخته هایش را به آنها می آموزد تا آنها نیز چنین کنند.

8- یک نتورکر موفق هرگز واژه ای بنام شکست را در الفبای زندگی خود نمی پذیرد بلکه از شکست بعنوان مقدمه پیروزی یاد میکند.

۹- یک نتورکر موفق به راحتی به همنوع خود کمک میکند چون آموخته است که در زندگی به هر آنچه بخواهی می رسی، بشرط آنکه دیگران را نیز در تحقق اهدافشان یاری کنی.

۱۰- یک نتورکر موفق به عهد خود وفادار است زیرا مدیون است که زیر مجموعه اش را به سود برساند.

11- یک نتورکر موفق براحتی تغییر میکند بدین معنی که اگر همان گونه فکر کند که قبلا فکر میکرده نتیجه جدیدی بدست نخواهد آورد.

12- یک نتورکر موفق به خود افتخار میکند زیرا عضو یکی از موفق ترین کمپانی های دنیا شده که امروز در خاورمیانه از او بعنوان پدیده یاد میکنند.

13- یک نتورکر موفق هرگز به کار خود شک نمی کند زیرا هر کس خواسته با این پدیده مواجه شود راهی جز سر تعظیم پیدا نکرده است.

14- یک نتورکر موفق هرگز از توهین و افترا دیگران دلسرد نمی شود زیرا میداند.

منبع : وست ویژن کاشان

+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم تیر 1385ساعت 0:58  توسط روزبه  | 
FROGS
قورباغه ها
 
Once upon a time there was a bunch of tiny frogs.... who
arranged a running competition.
روزی از روزها گروهی از قورباغه های کوچیک تصمیم گرفتند که با
هم مسابقه ی دو بدند.
The goal was to reach the top of a very high tower.
هدف مسابقه رسیدن به نوک یک برج خیلی بلند بود.
A big crowd had gathered around the tower to see the
race and cheer on the contestants....
جمعیت زیادی برای دیدن مسابقه و تشویق قورباغه ها جمع شده بودند...
The race began....
و مسابقه شروع شد....
Honestly,no one in crowd really believed that the tiny
frogs would reach the top of the tower.
راستش, کسی توی جمعیت باور نداشت که قورباغه های به این کوچیکی
بتوانند به نوک برج برسند.
You heard statements such as:
شما می تونستید جمله هایی مثل اینها را بشنوید:
"Oh, WAY too difficult!!"
"اوه,عجب کار مشکلی!!"
"They will NEVER make it to the top."
"اونها هیچ وقت
به نوک برج نمی رسند."
or: 
یا:
"Not a chance that they will succeed. The tower is too
high!"
"هیچ شانسی برای موفقیتشون نیست.برج خیلی بلند ه!"
The tiny frogs began collapsing. One by one....
قورباغه های کوچیک یکی یکی شروع به افتادن کردند...
Except for those, who in a fresh tempo, were climbing
higher and higher....
بجز بعضی که هنوز با حرارت داشتند بالا وبالاتر می رفتند...
The crowd continued to yell,  "It is too difficult!!! No one
will make it!"
جمعیت هنوز ادامه می داد,"خیلی مشکله!!!هیچ کس موفق نمی شه!"
 
More tiny frogs got tired and gave up....
و تعداد بیشتری از قورباغه ها خسته می شدند و از ادامه دادن منصرف
...
But ONE continued higher and higher and higher....
ولی فقط یکی
به رفتن ادامه داد بالا, بالا و باز هم بالاتر....
This one wouldn't give up!
این یکی نمی خواست منصرف بشه!
At the end everyone else had given up climbing the
tower. Except for the one tiny frog who, after a big effort,
was the only one who reached the top!
بالاخره بقیه ازادامه ی بالا رفتن منصرف شدند.به جز اون قورباغه
کوچولو که بعد از تلاش زیاد تنها کسی بود که به نوک رسید!
THEN all of the other tiny frogs naturally wanted to
know how this one frog managed to do it?
بقیه ی قورباغه ها مشتاقانه می خواستند بدانند او چگونه این کا ر رو
انجام داده؟
A contestant asked the tiny frog how he had found the
strength to succeed and reach the goal?
اونا ازش پرسیدند که چطور قدرت رسیدن به نوک برج و موفق شدن رو پیدا
کرده؟
It turned out....
و مشخص شد که...
That the winner was DEAF!!!!
برنده ی مسابقه کر
بوده!!!
 
The wisdom of this story is:
Never listen to other people's tendencies to be negative or
pessimistic....   because they take your most wonderful
dreams and wishes away from you -- the ones you have in
your heart!
Always think of the power words have.
Because everything you hear and read will affect your
actions!
نتیجه ی اخلا قی این داستان اینه که:
هیچ وقت به جملات منفی و مأیوس کننده ی دیگران گوش ندید... چون
اونا زیبا ترین رویا ها و آرزوهای شما رو ازتون می گیرند--چیز هایی که
از ته دلتون آرزوشون رو دارید!
هیشه به قدرت کلمات فکر کنید.
چون هر چیزی که می خونید یا میشنوید روی اعمال شما تأثیر میگذاره
Therefore:
پس:
ALWAYS be....
همیشه
....
POSITIVE!
مثبت فکر کنید!
And above all:
و بالاتر از اون
Be DEAF when people tell YOU that you cannot fulfill
your dreams!
کر بشید
هر وقت کسی خواست به شما  بگه که به آرزوهاتون نخواهید
رسید!
Always think:
و هیشه باور داشته باشید:
God and I can do this!
من همراه خدای خودم همه کار می تونیم بکنیم
+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم تیر 1385ساعت 13:7  توسط روزبه  | 
(نمیتوان جلوی اینترنت و تجارت اینترنتی را گرفت)

ظهور اينترنت طي 6 دهه اخير در كشور آمريكا كه با اهداف نظامي و امنيتي شكل گرفت، كمتر كسي انتظار حضور آن را در تمامي عرصههاي زندگي بشر امروز داشت، ولي امروزه شاهد هستيم كه علم شبكه و فناوري اطلاعات تمامي مرزهاي جغرافيايي و فرهنگي و اقتصادي را در نورديده و به عنوان ابزار توسعه جوامع محسوب ميشود.
از دو دهه گذشته اينترنت باعث تغيير در تعريف مباحث اقتصادي شده است و كشورهاي توسعه يافته توسعه اقتصادي خود را مديون اين دستاورد مهم هستند و امروزه از اينترنت به عنوان هشتمين عجايب جهان و اولين عنصر توسعه ياد ميشود.


درحال حاضر اقتصاد مهمترين رويكرد اينترنت است و تعاريف جديدي همچون بانكداري الكترونيك، تجارت الكترونيك و در سطح كلانتر دولت الكترونيك را مطرح ميكند.


در سايه اين تحولات و پس از انقلاب اطلاعاتي كه ازهمه انقلابهاي ايدئولوژيكي و صنعتي همه گيرتر و دامنه تأثير آن تمامي 5 قاره را در بر گرفته، مباحثي جديد در حوزههاي سياست و اجتماع و فرهنگ و اقتصاد مطرح شده است.


به طور مثال ديپلماسي ديجيتال ابراز برتر و كارآمدتر حوزه سياست است، اينترنت سفير فرهنگي كشورهاست و تجارت الكترونيك بستر تعامل اقتصادي با دنيا است.


دهكده جهاني در واقع مصتاق بسيار بزرگ دهكدهاي است كه هر كس به فراخور توانمندي و تخصص خود محصولي را توليد و تبادل ميكند تا از ساير محصولات دهكده نياز خود را مرتفع كند. لذا در اين دهكده جهاني کشوری كه فاقد كالا يا تكنولوژي استراتژيك باشد، كمتر مورد توجه قرار ميگيرد و صرفاً از آن به عنوان يك بازار هدف ياد ميكنند.


متأسفانه كشور ما نيز حكم كسي را دارد كه در دهكده جهاني بيشتر مصرف كننده خوبي است تا توليد كننده قابلي. به همين علت گاهاً شاهد تقابل دولت با اين اقتصادجهان محور هستيم در صورتي كه اتخاذ سياست تعامل با اين جريان اقتصادي جهاني به سبب حذف مرزها و سدهاي توسعه اقتصادي ,كشور و واحدهاي توليدي دولتي و خصوصي را ملزم به بازنگري در عملكرد خود ميكند و براي حفظ بقا در صحنه رقابت جهاني به بهبود كيفيت غيرقابل رقابت و يا قيمت غير قابل رقابت مجبور ميسازد كه البته كشور ما به سبب بهرهمندي از منابع معدني و نفتي فراوان و پتانسيل موارد ذكر شده را در صورت احساس جبر، دارد.
در حال حاضر عدم عضويت كشور در WTO يا سازمان تجارت جهاني باعث شده تا ايران در مبادلات كلان اقتصادي دنيا در حاشيه قرار گيرد و صرفاً يك تأثيرپذير باشد تا تأثيرگذار. البته امروزه لزوم تأمين زير ساختهاي مورد نياز در سازمان WTO از قبيل تبيين بستر حقوقي و سخت افزاري و فرهنگي تجارت الكترونيك و بانكداري الكترونيك و سرمايهگذاري براي توسعه IT در كشور از سوي دولت و ملت ما احساس شده تا ايران نيز بتواند در متن برنامههاي كلان اقتصادي، كاراكتري فعال و فاعل باشد. البته گفتني است عضويت در WTO پيش نيازهاي سياسي هم دارد كه موضوع بحث نيست.


يكي از گرايشهاي تجارت الكترونيك كه به واسطه كسب توفيق فراوان در بازاريابي و فعاليت اقتصادي در سطح بين الملل رشد چشم گیری در دهه اخير داشته Network Marketing است.


بازاريابي شبكهاي يا همان Network Marketing تغييرات شگرفي را در نظام عرضه و تقاضا به وجود آورده است چرا كه اين سيستم توانسته با حذف واسطه از صحنه تبادل كالا، ارتباطي مستقيم و دو سويه با مصرف كننده ايجاد كند كه در نهايت پيامد آن حذف هزينههاي دلالگري و واسطهگري و كاهش قيمت و افزايش توان و قدرت خريداست. پيامد Network جنبه عملي همان جمله سود كم و فروش زياد است كه در نهايت موجب رضايت توليد كننده و مصرف كننده خواهد شد.


بازاريابي شبكهاي سيستمي جوان ولي پرطرفدار در كشور ماست كه از بدو ظهور در ايران با چالشها و فراز و نشيبهاي فراواني مواجه بوده است، ولي آنچه مسلم است، همانند ساير رويكردهاي IT در قرن 21 پذيرفتن آن به عنوان يك ابزار كارآمد تجاري اجتناب ناپذير است.
البته Network درايران به سبب نقدينگي زياد بين مردم و نبود يك سرمايهگذاري مطمئن و سودآور، طرفداران زيادي دارد. به همين علت هم شركت های Network كشورهاي خاورميانه و آسياي جنوب شرقي و ايران را به عنوان بازار هدف اصلي خود در نظر گرفته اند که باحظور نتورکهای ایرانی و وطنی مانند < وست ویژن >حظور آنها کمرنگ شده.كارشناسان از Network به عنوان يك تجارت غير مولد ياد ميكنند كه در آن تنها سرمايه رد و بدل ميشود. بعضي ديگر Network را بستر ايجاد يك سرمايه مناسب براي اشتغال زايي و توليد ميدانند، ولي مطلبي كه مشخص است، اين است كه هر كس به فراخور سياستها و علايق خود ميتوانداز سرمايه حاصل از اين نوع تجرات استفاده كند به گونهاي كه بعضي از آن به عنوان كليدي براي رسيدن به اقلام مورد علاقهشان از قبيل خوردو و مسكن استفاده ميكنند و بعضي ديگر توسط درآمد كلان Network دست به تجارت و يا تأسيس شركت و توليد ميزنند. به طور كلي تجربه نشان ميدهد افراد داراي تخصص از آن به عنوان سرمايهاي براي فعاليت در حوزه مورد علاقه خود استفاده ميكنند.


به طور كلي ميتوان گفت اين نوع تجارت رودخانه پرفشاري است كه هردولتي تنها چند صباحي ميتواند خلاف جهت جريان آن حركت كند و در نهايت همانند ساير جريانهاي سياسي و اقتصادي قرن 21 بايد آن را پذيرفت

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم تیر 1385ساعت 8:50  توسط   | 
               

 

۱) سود شركت بايد از فروش محصولات و يا ارائه خدمات باشد نه از حق عضويتي كه از افراد گرفته مي شود .
۲) قيمت محصولات بايد رقابتى باشد و نباید گرانتر از بازار باشد.
۳) سود و پاداش اعضا باید از فروش محصولات و خدمات شرکت پرداخت شود.

شركت وست ويژن با بستن قرارداد با شركتهاي خدماتي ، مراكز فرهنگي و توليد كننده ها ، محصولات و خدمات آنها را به صورت عمده خريداري نموده و نيز تبليغات اينترنتي آنها را بعهده مي گيرد. به همين دليل علاوه بر تخفيفي كه به دليل خريد عمده مي گيرد ،‌مبلغي كه اين شركتها بايد بابت تبليغات به او بپردازند را به صورت تخفيف ويژه دريافت مي كند و نهايتا كالا و خدمات خريداري شده را با قيمتي به مراتب ارزانتر از بازار ، از طريق بازار اينترنتي در اختيار مشتريانش قرار مي دهد. در نتيجه سود شركت وست ويژن از فروش محصولات و خدمات است و نه از حق عضويتي كه از افراد گرفته مي شود.

متاسفانه در اکثر نتورکهای دیگر خصوصا گلدکوئست سود شرکت از حق عضویتی است که از افراد گرفته می شود. جالب است بدانید که جدیدا در نتورکهای خارجی برای تی سی های ایرانی کالایی تولید نمی شود. یعنی کل مبلغ بابت حق عضویت پرداخت می شود و به افراد وعده می دهند که در آینده این محصولات به دستشان خواهد رسید.


۴) نياز به سرمايه بالا براى بازاريابى نداشته باشد.

شركت وست ويژن پكيجهاي خود را با مبالغ بسيار كم به فروش مي رساند تا اولا افراد به راحتي بتوانند اين مبلغ را بپردازند و ثانيا با اين كار به قوانين FTC عمل كرده باشد.


۵) خريد محصول اجباري نباشد.

يكي از مشكلاتي كه در 99 درصد از نتوركهاي ديگر وجود دارد اين است كه افراد فقط در صورت خريد كالا يا خدمات مي توانند وارد سيستم شوند. يعني خريد اوليه به نوعي اجباري است. اما شركت وست ويژن در اين بخش هم قدرت پلان خود را به رخ ديگر نتوركها كشيده است. شما در شركت وست ويژن بدون پرداخت پول و خريد محصول هم مي توانيد به بازاريابي مشغول شويد.


۶) محصول بايد بيرون از زنجيره شركت هم خريدار داشته باشد.
۷) محصول فقط مخصوص توزيع كننده ها نباشد و بيرون از شركت هم بشود آنرا تهيه كرد.

صنايع دستي ايران با توجه به مرغوبيت بسيار بالايي كه دارد ، در بازار بين المللي زبانزد خاص و عام است.

بر اساس تحقيقات انجام شده ،‌برخي از فرشهاي نقش برجسته در بازارهاي بين المللي (بخصوص در بازار آلمان) تا ميزان 200 درصد ارزش افزوده حاصل مي كنند. شركت وست ويژن با فروش اين محصولات در بازارهاي داخلي و خارجي باعث احياي صنايع دستي و ورود ارز به مملكت مي شود.


۸) اگر فردى نتوانست كسى را وارد مجموعه كند به هيچ عنوان ضرر نكند.

در نتوركهاي ديگر نظير گلدكوئست ،‌اي بي ال ،‌گلد ماين ، ماي سون دياموند و بعضي از شركتهاي ايراني ، در صورتی که افراد نتوانند كسي را وارد سيستم كنند ضرر خواهند كرد. اما در شركت وست ويژن در قبال 60000 تومان اولیه ، مبلغ 25000 تومان كالا و 35000 تومان كارت تخفيف داده خواهد شد . درواقع به اندازه مبلغ پرداختي ، به افراد كالا و خدمات داده خواهد شد. اما با توجه به قدرت پلان وست ويژن ، در صورتي كه افراد بعد از گذشت يك ماه به هيچ سودي نرسند مي توانند انصراف خود را اعلام كنند و علاوه بر كارت و كالا ،‌مبلغ 25000 تومان ديگر هم دريافت كنند.


۹) درصد افرادى كه وارد مى شوند و سود نمى كنند به كسانى كه سود مى كنند اختلاف فاحش نداشته باشد.

طبق آخرين آماري كه بدست ما رسيده است بيش از ۷۰ درصد افرادي كه وارد شركت وست ويژن شده اند به سود رسيده اند. اين در حاليست كه در شركت گلدكوئست و بعضي از شركتهاي ديگر، فقط ۱۰ درصد از افراد به سود رسيده اند و بقيه حتي به اندازه مبلغ اوليه هم دريافتي نداشته اند.


۱۰) گاهى ورود افراد به طرح باعث ترك شغل قبلى مى شود ، بنابراين شركت بايد كار آفرينى كند و شغل جايگزين در شركت بوجود آورد.

متاسفانه به دفعات ديده شده است كه در شركت گلدكوئست و بعضي ديگر از شركتها از افراد مي خواهند تا شغل قبلي خود را رها كرده و فقط روي اين حرفه تمركز كنند. افراد شغل قبلي خود را رها مي كنند بدون اينكه اين شركتها جايگزين شغلي داشته باشند. در شركت وست ويژن ما از كسي نمي خواهيم شغل قبلي خود را رها كند. در واقع اين شغل به عنوان شغل دوم افراد محسوب مي شود.

شركت وست ويژن با حمايت از صنعتگران و توليد كننده هاي داخلي و فروش محصولات آنها به چرخه توليد كشور رونق مي دهد و با توجه به اينكه محصولات به صورت انبوه توليد مي شود توليد كننده ها بايد با استخدام افراد جديد و آموزش كار به آنها ، محصولات را به موقع به شركت وست ويژن تحويل دهند. شركت وست ويژن تنها شركتي است كه با در اختيار گذاشتن كارگاههاي مناسب وابزار لازم از صنعتگران كشور حمايت كرده و به نوعي توليد شغل ميكند. 

با تشکر از  The Best Of Leader

+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم تیر 1385ساعت 13:48  توسط روزبه  | 
 

 

 

 روزنامه پول مورخ 24/3/1385

 

هشدار به دولت

بازاريابي زيرزميني در كمين است

شبنم كهن‌چي _ طي دو هفته گذشته گلدكوئست 12 هزار جايگاه فروخته اين در حالي است كه يك شركت داخلي كه قانوني شناخته شده طي همين مدت بين 6 تا 8 هزار جايگاه واگذار كرده است .

با توجه به فرارسيدن فصل تعطيلات و فراغت جوانان اگر دولت براي فعاليت‌هاي زيرزميني و نظارت بر بازاريابي شبكه‌اي اقدانم نكند با آسيب‌هاي مخربي روبرو خواهيم شد .

ابوالفضل بابايي ، كارشناس ارشد تجارت الكترونيك كه مدير عامل شركت وست‌ويژن نيز هست با اشاره به اين مطلب ، گفت : تصور مي‌رفت پس از برسي‌ها و قوانيني كه از سوي مجلس تصويب‌ شد ، محبوبيت بازاريابي شبكه‌اي كاهش يابد اما هنوز بازاريابي شبكه اي محبوب است و آن دسته از مردمي كه اهل ريسك هستند به دلايلي چون نابساماني وضعيت اقتصادي كشور و امكاناتي كه بازاريابي شبكه‌اي براي كسب درآمد فراهم مي‌كند ، در اين شبكه‌ها مشغول به كار مي‌شوند .

وي با اشاره به دو نوع بازاريابي هرمي و شبكه‌اي ادامه داد : بازاريابي شبكه‌اي نوع سالم تجارت و بازاريابي است و اصالت آن بر مبناي كالا است اما بازاريابي هرمي نوع ناسالم تجارت است كه بر اساس سرمايه شكل مي‌گيرد . بازاريابي شبكه‌اي در كشورهاي اروپايي و آمريكايي كه مهد تكنولوژي هستند تا كره و ژاپن به كار گرفته مي‌شود . اما در اين كشورها مرجع نظارتي نيز وجود دارد . به طور مثال در آمريكا كميسون تجارت فدرال آمريكا ( FCC ) بر شركت‌هايي كه در زمينه بازاريابي شبكه‌اي فعاليت مي‌كنند ، نظارت دارد .

وي افزود : پيشنهاد ما اين است كه در وزارت بازرگاني نيز چنين كميسوني براي نظارت بر شركت‌هاي بازاريابي شبكه‌اي نظارت كند .

بابايي در ادامه گفت : متاسفانه بازاريابي هرمي در كشورهاي جهان سوم از جمله ايران به دليل اطلاع‌رساني نادرست ميان مردم رواج پيدا كرده است .در بازاريابي هرمي پول براي كسب سود پرداخت مي‌شود .بطور مثال  گلدكوئستي ها اين روزها كه محصول دريافتي خود را دريافت نمي‌كنند تنها پول مي‌پردازند بدون آنكه كالايي وارد شود . بهانه آنها نيز جلوگيري دولت ايران از ورود محصولات است .

بابايي با اشاره به لزوم نظارت بر بازاريابي شبكه‌اي در كشور گفت : متاسفانه قبل از اينكه قانون تصويب شود بايد يك مرجع قانوني به بررسي تعريف بازاريابي شبكه‌اي مي‌پرداخت تا بتواند به صورت شفاف تعريف دقيق بازاريابي شبكه‌اي را ارئه دهد و بر اين اساس بر فعاليت شركت‌ها نظارت شود . وي افزود : در حال حاضر در قانوني يا غيرقانوني بودن بازاريابي شبكه‌اي ميان قضات و مسئولان دولتي دودستگي وجود دارد .

تفاسير مختلف مسئولان از بازاريابي شبكه‌اي باعث سردرگمي افراد جامعه مي‌شود .

اين كارشناس ارشد تجارت الكترونيكي با اشاره به اينكه بازاريابي شبكه‌اي يك كار اقتصادي است و از طريق سيستم‌هاي الكترونيكي كار مي‌كند گفت : بهتر است مرجع نظارتي نيز يك مرجع اقتصادي باشد .

براساس آماري كه بابايي ارايه داد گلدكوئست طي دو هفته گذشته 12 هزار ورودي داشته كه با احتساب يك ميليون و دويست هزار تومان به طور متوسط ، طي همين مدت كوتاه بيش از 14 ميليارد تومان وارد شبكه گلدكوئست شده است .

بابايي گفت : آنچه در ذهن افراد جامعه شكل گرفته اين است كه كار با شركت‌هاي داخلي به لحاظ اين‌كه در دسترس دولت است و هر لحظه امكان دستگيري و يا جلوگيري از فعاليت آنها وجود دارد ، امنيت ندارد .

اما شركت‌هاي خارجي چون گلدكوئست كه به صورت زيرزميني كار مي‌كند و دولت نمي‌تواند به آن دسترسي داشته باشد ، امن‌تر است .

و اين نتيجه برخورد نكردن دولت با فعاليت ناسالم بازاريابي هرمي است .

او در مقابل اين سوال كه براي جلوگيري از فعاليت ناسالم هرمي چه مي‌توان كرد گفت : در مقابل علم بايد علم برتر داشت .

ما پيشنهاد داديم در مقابل گلدكوئست يك شركت داخلي با همان سيستم اما از نوع سالم راه‌اندازي كنيم .گلدكوئست از راه تجارت الكترونيكي وارد كار شد ما نيز بايد با همين ابزار وارد مقابله با آنها شويم .

وي بار ديگر هشدار داد با توجه به فرارسيدن تابستان اگر دولت و داخلي‌ها اقدام نكنند ، شركت‌هاي خارجي وارد عمل خواهند شد ، او گفت : در تئوري گفته شده بانك مركزي و وزارت بازرگاني مسئول پيگيري و نظارت بر فعاليت‌هاي بازاريابي شبكه‌اي و هرمي در كشور هستند اما در عمل هنگامي كه به وزارت بازرگاني برويد خواهيد ديد قسمتي نيست كه به آن مراجعه كنيد . بر اساس آخرين اطلاعات دريافتي گلدكوئست به تازگي در تهران دفتري داير كرده تا كساني كه قصد بازپس‌گيري پول خود را دارند به آنجا مراجعه و شكايت خود را تسليم كنند . گفته مي‌شود پس از 9 ماه 90% پول انها بازخواهد گشت .

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم تیر 1385ساعت 13:25  توسط روزبه  | 
  

چرا من يك وست ويژني هستم؟

روزي كه وارد شركت بين المللي وست ويژن شدم فكر ميكردم وست ويژن فقط راهي براي پول درآوردن مي باشد. اما مطالعه و تحقيق و تجربه دراين باره بزودي ثابت كرد كه اين تجارت بسيار پرمحتواتر از يك شغل است، نگرشي نو به مفهوم روياها و آرزوهاي انسان و راههاي رسيدن به آنها ، مفهوم واقعي تجارت و تشريك مساعي با ديگران ، چگونگي تغيير الگوها و ارزشها در زندگي كه باعث تغيير رفتار در زندگي ميشود ، معني واقعي كمك به ديگران ، اهميت آموزش و چگونگي رهبري ، ايجاد روابط مثبت و تاثيرات آن بر ديگران و ... تنها گوشه اي از نتايج ورود به اين شركت و آغاز فعاليت در وست ويژن مي باشد .

در واقع اين تجارت به افراد كمك مي كند تا ارزشها و تواناييهاي خود را باور نمايند و به روياهاي خود دست پيدا کنند و سپس اطرافيان خود را نيز كمك كنند تا به اين مهم دست يابند . اين واقعيت كه تغييرات الگويي باعث تغيير در نوع زندگي و رفتار ميشود توسط دانشمندان زيادي مطرح و اثبات شده است و در مورد دايناسورها نيز كه موجودات بسيار باهوشي بوده اند، مصداق داشته است چه رسد به انسان كه مغز بسيار پيشرفته تري نسبت به باقي موجودات دارد و این بدان معنی است كه اگر انسان بتواند طرز تفكر خود را تغيير دهد، باعث خواهد شد تا زندگي و روابط  وي نيز تغيير نمايد. براي مثال وست ويژن باعث شده است كه شيوه داد و ستد و نوع تجارت در ايران ، در بين فعالان دراين تجارت تغيير كرده و جاي خود را به اعتماد و يكي شدن منفعت و سود بدهد، شيوه تفكر وست ويژن كه مي گويد تو برنده هستي وقتي كه زير مجموعه تو برنده است و وقتي سود خواهي كرد كه كه ديگران به سود رسيده باشند دربين تمام روشهاي تجارت بي نظير است، ازاين گذشته وست ويژن تمام رموز موفقيت درهر كاري را در بر دارد به طوري كه به نظر بسياري از استادان و انديشمندان فن تجارت، اين روش فروش، پيشرفته ترين فن تجارت است، كه با كمك اينترنت و تكنولوژي به صورت همه گير درآمده است و هر كسي حتي در اتاق خانه اش ميتواند اين تجارت را انجام دهد .

وست ويژن از افراد تنبل و بي هدف، انسانهايي فعال و توانمند و خلاق ساخته است كه با جديتي باور نكردني به سمت هدف خود در حركتند و هر روز به دانش و خلاقيت آنها افزوده ميشود، بسياري از اين افراد تا قبل از آشنايي با اين تجارت هرگز معني كار واقعي را درنيافته بودند در اين تجارت هر كسي كه زحمت بيشتري بكشد و آموزش بهتري ببيند موفق تر است . ارزش آموزشهايي كه شخص در وست ويژن  مي بيند و تغيير روشي كه در زندگي وي حاصل مي شود سودمندتر و مفيد تر از درآمد آن است، چون همانطوركه قبلا هم گفتيم تمام اصول موفقيت در هر كاري و آموزشهاي مربوط به آن، در روش فعاليت اين تجارت بي نظير موجود است، چه بسيار افرادي كه حتي نمي توانستند در يك جمع دو يا سه نفري از دوستانشان در مورد كاري نظر دهند ولي پس از ورود به اين شغل رهبري يك گروه صد نفري يا هزار نفري و خيلي بيشتر را به عهده دارند و موقع سخن گفتن در جلسات اين فكر به ذهن انسان مي گذرد كه بايد وي سالها در دانشگاهها و ديگر مجامع علمي و تجاري اين سخنان را آموخته باشد .

در واقع كساني كه به وست ويژن فقط به عنوان يك شغل كه درآمد خوبي دارد نگاه مي كنند هنوز بينش درستي نسبت به آن ندارند، اين تجارت بسيار فراتر از يك روش براي پول درآوردن است به طوري كه اگر كسي روشهاي صحيح اين كار را فراگيرد طرز تفكر او و ذهنيت او در بسياري از مسائل مربوط به كار و زندگي و مردم اطراف خود تغيير خواهد كرد، به طوري كه به بسياري از افراد ديگر كمك خواهد نمود تا به آرزوهاي خود دست يابند.

+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم تیر 1385ساعت 13:22  توسط روزبه  | 

متن زیر بخشی از سخنرانی مایکل شفیلد رییس انجمنMLM  است.او و همکارانش به توسعه بسیاری از شرکتهای NM  و MLM کمک کرده اند . وی تا بحال بیش از 300 طرح پورسانت دهی طراحی کرده و به فروش بیش از 200 محصول جدید به روشNM در سراسر جهان کمک کرده است. آقای شفیلد سخنران میهمان دانشگاه ایلینویز ،تگزاس ، برکلی و هاروارد است. 

دلایل شکست برخی شرکتهای Network Marketing را میتوان به شرح ذیل دسته بندی کرد:

v        مدیریت بی تجربه

v        سرمایه ناکافی

v        پخش کننده های ناکارآمد

v        عدم توانایی در جذب پخش کننده ها

v        طرح پورسانت دهی نا مناسب

v        محصول نامناسب

v        عدم منحصر به فردی

یک یا چندتا از عوامل فوق موجب شکست شرکتهای NM می شوند. اما به نظر من بدترین حالت وقتی است که یک شرکتNM  با وجود تیم مدیریت قوی، سرمایه کافی، طرح پورسانت دهی مناسب، روشهای آموزشی قوی برای پخش کننده ها باز هم شکست می خورد؛

 زیرا محصول نامناسب تولید می کند.

 من به تجربه سی ساله خود در این تجارت این موضوع را بارها دیده ام. در واقع بسیاری از شرکتهای NM نتوانستند یک محصول تجاری خوب را به بازار معرفی کنند،بطوریکه نظر مردم به سوی آنها جلب شود.

 در سوی دیگر شرکتهای بسیاری هم با مدیریت نه چندان قوی،سرمایه کم،پخش کننده های غیر مجرب و یک طرح پورسانت دهی متوسط رشد بسیاری کرده اند چون محصول مناسبی به بازار عرضه کرده اند.

محصولات مناسب میتواند بسیاری از ضعفهای یک شرکتNM  را پوشش دهد.مشتری میتواند مدیران بی تجربه و پخش کننده های ضعیف را فراموش کند به شرطی که از محصول واقعا راضی باشد.شرکتهای موفق معمولا یک تیم تحقیق و توسعه محصول دارند.این تیم یک نکته کلیدی آنهاست.

بیاد داشته باشید هیچ شرکتی عاری از اشتباه نیست.اما معمولا شرکتهای موفق پیوسته  در حال بهبود مدل تجاری خود هستند.امکان دارد پیشنهادهای شما کمک ارزنده ای به مدل تجاری آنها نماید که به نوبه خود منجر به بهبود تجارت خود شما میگردد

+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم تیر 1385ساعت 13:16  توسط روزبه  | 

با اتمام بخش نرم افزاری مربوط به لغو خريد از اين به بعد تمامی افرادی که خود را ثبت نام ميکنند و به عنوان يک فرد خريدار از سيستم فروش وست ويژن (خريدار) ميتواند تا قبل از زمان حسابرسی ( آخرين زمان مربوط به محاسبات که فعلا ساعت ۱۲ نيمه شب چهارشنبه ميباشد ) ميتواند وارد دفتر کار خود شده و مراحل لغو خريد را طی نمايد . بدين طريق آن فرد برای هميشه و دائمی و بصورت آن لاين (به هنگام) از سيستم نرم افزاری حذف شده و ديگر به عنوان يک مشتری شناخته نخواهد شد .

برای روشن شدن مطلب مثالی به زبان ساده بيان ميشود .

آقای محمد محمدی روز دوشنبه خريدی از شرکت انجام ميدهد . معرف ايشان محل قرارگيری و همچنين عمليات ثبت نام ايشان را راهنمايی کرده و در نهايت يک عدد ايسريال برای او فرستاده و ايشان را فعال ميکند . آقای محمدی پس از يک روز و يا شايد حتی روز چهارشنبه از خريد خود پشيمان شده و قصد ميکند تا خريد خود را کنسل (لغو) کند . وارد دفتر کار خود ميشود و وارد منوی مربوط به لغو عمليات خريد شده و مراحل آن را طی ميکند . در صورتی که شرايط ذيل اتفاق نيافتاده باشد ، آن فرد ميتواند آن مراحل را با موفقيت طی نمايد

- خريدار نبايد گردشی مالی در دفتر کار ( در هيچ يک از بانکها E-bank , G-Bank,O-Bank,V-Bank) خود داشته باشد .

- خريدار نبايستی زير مجموعه ای را داشته باشد .

- خريدار نبايستی معرف فردی برای خريد از وست ويژن شده باشد .

اين گزينه تا فردا اجرايی خواهد شد .

+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم تیر 1385ساعت 13:14  توسط روزبه  | 

 گر يکی از دوستانتان توانسته باشد با چرب‌زبانی يا مخفی‌کاری شما را به جلسات پرزنتيشن گلدکوئست بکشد و يا اگر خود شما گلدکوئستی باشيد، داستان مادربزرگی که با خريدن يک سکه به ظاهر بی‌ارزش موجب ثروت‌مند شدن نوه‌اش شده را شنيده‌ايد. من اين داستان را از جزوه اموزش پرزنت نقل می‌کنم:

The Lady's Coin

«The Lady's Coin

خانمی در سال ۱۹۰۷ در آمريکا يک سکه پنج دلاری را می‌خرد که يک سمت اين سکه سمبل آرتيست آمريکايی ضرب شده. ... اين سکه ۱۲ عيار بود، با اين وجود اين خانم سکه را به قيمت ۲۰ دلار می‌خرد. حدود ۹۰ سال بعد نوه‌های اين خانم سکه را به مبلغ ۱ ميليون دلار به فروش می‌رسانند و در آخرين حراجی که در سال ۱۹۹۷ روی اين سکه صورت گرفت پس از کسر ماليات دولت آمريکا، اين سکه به مبلغ ۱۶۶۰۰۰۰ دلار به فروش رفت. اين مثال نشان می‌دهد که اين سکه‌ها چقدر ارزشمند هستند و چقدر ارزش افزوده پيدا می‌کنند.

... ما مثالی زديم از يک سکه کلکسيونی مربوط به ۹۰ سال قبل ولی سکه‌های اين شرکت نيز شامل ارزش افزوده شده است. ...»

من نمی‌دانم که آيا اين داستان تا چه حد راست است، ولی فرض کنيم همه آن‌چه در بالا خوانديم حقيقت داشته باشد. در ابتدا چند سؤال به ذهن می‌رسد:

  • آيا تمام سکه‌های مشابه آن سکه نيز باقی ماندند و سعادت اين را داشتند که به اين قيمت به فروش برسند يا فقط تعداد اندکی از آن سکه‌ها چنين ارزشی پيدا کردند؟
  • اگر صاحبان سکه‌های مشابه هم آن‌ها برای نوه خود نگه می‌داشتند و هزاران سکه از نوع سکه کذايی به علاقه‌مندان عرضه می‌شد آيا باز هم کسی حاضر بود چنين قيمتی بابت آن سکه بپردازند؟
  • آيا جنبه تاريخی سکه هيچ تأثيری در علاقه کلکسيونرها به آن نداشته است؟ يعنی آيا می‌توان با ساختن سکه‌هايی که از لحاظ ظاهری شبيه سکه‌های مورد علاقه کلکسيونرها هستند، سکه‌ها را با قيمتی گزاف به آن‌ها فروخت؟ البته بدون اين که سرشان را کلاه بگذاريم!

جواب اين سؤالات را هر عقل سليمی می‌تواند بدهد، البته اگر در چنبره چند نفر گلدکوئستی در حالی که دوست صميمی‌اش با جنباندن سر بيانات پرزنت‌کننده را تأييد می‌کند،  گرفتار نشده باشد! و يا اين که صدها دلارش را در راه گلدکوئست از کف نداده باشد. پس من جواب را به خودتان واگذار می‌کنم و موضوعی را مطرح می‌کنم که کمی نابديهی‌تر است.

سرمایه‌گذاری مادربزرگ برای نوه‌اش چقدر ايده‌ال بوده است؟

برای اين که جواب اين سؤال را بدهيم بايد ببنيم چه سرمايه‌گذاری‌ای می‌تواند ۲۰ دلار را پس از ۹۰ سال به ۱ ميليون دلار تبديل کند.

مثلاً اگر ۱۰۰ دلار را در کاری سرمايه‌گذاری کنيم که سالانه ۵۰ درصد سود داشته باشد، سال اول، سرمايه يک و نيم برابر يعنی ۱۵۰ دلار می‌شود. در سال دوم نيز سرمايه در يک و نيم ضرب می‌شود و در نتيجه سرمايه ما ۲۲۵ دلار خواهد شد.

فکر می‌کنم يک سرمايه‌گذاری متعارف می‌تواند تا بيش از ۲۰ درصد در سال سود داشته باشد. پس بياييد فرض کنيم مادربزرگ به جای اين که پولش را صرف خريد آن سکه می‌کرد آن را در چنين فعاليتی سرمايه‌گذاری می‌کرد.

پس از گذشت هر سال بايد سرمايه را در يک و دو دهم ضرب کنيم و در نتيجه پس از نود سال آن‌چه به دست نوه‌ها می‌رسد ۲۰ دلار ضرب در يک و دو دهم به توان نود است. خودتان اين محاسبه را با ماشين حساب انجام دهيد:

۲۰ ×۱/۲۹۰ ≈ ۲۰ × ۱۳۳۷۵۵۶۵ = ۲۶۷۵۱۱۳۰۰

يعنی بيش از ۲۶۷ ميليون دلار!

نه، غير ممکن است! من ماشين‌حساب ندارم پس تو دروغ‌گويی!

محاسبات زير تساوی بالا را اثبات نمی‌کند ولی شما را قانع خواهد کرد که ۲۰ دلار پس از ۹۰ سال، به سرمايه‌ای عظيم منجر خواهد شد.

مادر بزرگ گلدکوئست۲۰ ×۱/۲۹۰ = ۲۰ × (۱/۲۲)۴۵ 

= ۲۰ × (۱/۴۴)۴۵ = ۲۸/۸ × (۱/۴۴)۴۴

= ۲۸/۸ × (۱/۴۴۲)۲۲ = ۲۸/۸ × (۲/۰۷۳۶)۲۲

> ۲۸/۸ × ۲۲۲ = ۲۸/۸ × ۴ × ۲۲۰

= ۱۱۵/۲ × (۲۱۰)۲ = ۱۱۵/۲ × ۱۰۲۴۲

> ۱۱۵ × ۱۰۰۰۲ = ۱۱۵۰۰۰۰۰۰

يعنی ۱۱۵ ميليون دلار. تفاوت اين عدد با قبلی به اين دليل است که دو بار اعدادی را با اعدادی کوچک‌تر عوض کرديم تا محاسبه ساده‌تر شود.

اگر می‌خواهيد بفهميد سرمايه‌گذاری مادربزرگ قصه گلدکوئست چقدر سود داشته است ريشه نودم پنجاه هزار را محاسبه کنيد زيرا پس از نود سال سرمايه اوليه پنجاه هزار برابر شده است. آيا سردمداران گلدکوئست و مروجان آن از اين محاسبات عاجز بوده‌اند؟!

+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم تیر 1385ساعت 13:6  توسط روزبه  | 
امروزه افق های  تجاری جدید ومتعددی پیش رویتان قرار دارد البته اگر بدانید کجا باید دنبالش بگردید. وچیزی که اکنون در دسترس است دنیای بین المللی نت ورک مارکتینگ است.بله شما می توانید به استقلال مالی برسید.

امروزه اصول کلی که باعث  موفقیت نت ورک مارکتینگ شده است در دانشگاه های سراسر جهان تدریس می شود.

 

موج1:در موج1 بر می گردم به سالها پیش که مردم  کار دامداری و کشاورزی انجام میدادند. با حیوانات اهلی :نظیر"اسب"گاو"که کار کشاورزی شخم زنی...دامداری" ...از این راه کسب در آمد می کردند سا لها گذشت تا یک  تحول در صنعت کشاورزی  به وجود آمد ه که مردم به جای استفاده از نیروی بدنی و نیروه های حیوانات اهلی خود با استفاده از ماشین آلات صنعتی این کار را انجام می دادند و هم چنین در کارخانه جات ها به جای نیرو های انسانی از ماشین های صنعتی استفاده می شد.

 

موج2:در موج2 با یک انقلاب کبیر صنعت و علم پیشرفت کرد.بیشتر مردم دیگر به کار کشاورزی مشغول نمی شدند.با استفاده از علم و تحصیل حرفه ای می آموختند.

ودر تجارت سنتی تعدادی  واسطه وجود دارد که عبارتند از:(بار بران.عمده فروش ها.توزیع کننده ها.خرده فروش ها.) همه آنها باید به سود خود برسند یعنی قبل از آنکه جنسی به دست شما یعنی مصرف کننده برسد.

 

موج3: (نت ورک مارکتینگ) در نت ورک مارکتینگ شما خود یک واسطه هستید.چون همانطور که یک توزیع کننده هستید.مصرف کننده هم محصوب می شوید.وهمه آعضا در این موضوع مشترک هستند.در نت ورک مارکتینگ افراد به بقیه کمک می کنند .وقتی که شما افراد را به شبکه خود وارد می کنید.موفقیت شما مستقیمآ به موفقیت آنها بستگی پیدا می کند.همان طور که شما به دیگران کمک می کنید.وآنها  افراد جدید را به تجارت وارد می کنند. شبکه شما گسترش پیدا می کند.وقتی شما شانستان را با دیگران قسمت می کنید.و آنها را به تجارت وارد می کنید.هر بار که آنها پاداششان را دریافت می کنند.شما هم نیز پاداش می گیرید.و وقتی آنها به دوستانشان شبکه را معرفی شبکه شما بیش از پیش گسترش می یابد.و شما زمانی موفق می شوید . که دیگران را در کارشان کمک کنید .که هم او به سود برسد هم شما.

 

درتغییر موج1 به موج 2 (100 سال) زمان طول کشید که مردم با فکر و دید باز به این قضیه بنگرند که بازاریابی بهتری داشته باشند و نیز مو فق شدند.

ای موضوع در مورد تغییر موج 2 به موج 3 صدق می کند.(که امیدوارم این محدوده زمانی کمتر و کمتر شود)  در کار نت ورک مارکتینگ مستلزم اطلا ع رسانی بیشتری است. خواهشمندم اطلاعات بیشتری کسب کنید.

+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم تیر 1385ساعت 13:0  توسط روزبه  |